محمد مهريار

119

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

از آن گفت‌وگو كرده‌ايم ، براى سهولت تلفظ به واژه اضافه مىشود . اگر واژهء اسفهران را به خط پهلوى بنويسيم چون حرف « راء » و « لام » در پهلوى يك علامت دارد « اسفهلان » هم خوانده مىشود و عجيب آنكه با اين تلفظ اخير ديهى داريم در آذربايجان شرقى از دهستان سردصحرا در شهرستان تبريز كه نسبتا بزرگ و معتبر است و 1966 نفر جمعيت آن را برآورد كرده‌اند « 1 » و اين كلمهء « اسفهلان » همان صورت ديگرى از اسفهران اصفهان است . بايد دانست كه وجود دو اسم مشابه و يا اسماى مشابه نشان دهندهء وجههء نظر ايرانيان كهن در اسم‌گذارى بوده است . اسفهسالار Esfe ( h ) - s l r در واژهء « اسپه » به اين كلمه اشارتى رفت و اينك در توضيح آن مىگوييم كه به لهجهء محلى حاضر نام اين محل را سب‌سلّار تلفظ مىكنند كه همان تحريف يافتهء اسفهسالار است و سيب‌سلار تلفظ عاميانه و تداول عمومى است ولى در جزء جمع مالياتى و دفاتر ديوانى همان واژهء اسفهسالار رايج است . اسفهسالار نام ديهى است نسبتا بزرگ با جمعيت قريب به 393 نفر برحسب سرشمارى سال 1345 . « 2 » اين ديه در عداد روستاهاى حومهء علياى قمشه به‌شمار آمده است . در حالىكه اسفه در دهستان حومهء سفلى واقع شده به عبارت ديگر اسفهسالار و اسفه هر دو از محال قمشه اصفهان به‌شمار مىآيد و به هم نزديك . آنچه راجع به اسفه گفته‌ايم در باب حضارت و نحوهء معيشت و كيفيات زندگانى مردم و اخلاق و آداب همگى در باب اين محل و مردمش نيز صادق است و اين‌گونه خصوصيات خلقى و خلقى و معيشتى در سرتاسر قمشه و حوالى آن مشهود مىباشد . يك نوع رنگ يا خصوصيت شگفتى كه گاه و بىگاه در برخى نقاط غليظتر و گاهى كم‌رنگتر به نظر مىآيد . در لهجهء مردم قمشه هم ديده مىشود و اين به ناچار بقاياى صورت كهنى از يك نوع لهجه بوده است كه كم‌كم از بين رفته و به صورت حاضر متحول شده است . آب اين ديه از قنات و

--> قبل از اسلام ) از همين قلم و نيز كلمهء اصفهان در همين كتاب . ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 3 م . آ . ا . ص 5 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 52 . جمعيت اين روستا در سال 1375 به 1513 نفر بالغ گشته است .